7 راه برای درمان لجبازی:

پنجره ی اول – مستقّل بارآوردن کودک: در برخورد کلّی در زندگی باید طوری با کودک رفتار کرد که او بتواند در امور روزمره ی خود به طور مستقّل و گاهی بدون نیاز به دیگران  تصمیم بگیرد. البتّه فشارهای منفی را نباید در این خصوص وارد کرد  ، بلکه باید با راهنمایی های به جا تذکّر داد و روش های صحیح را به موقع به او آموزش داد.

پنجره ی دوم : کودک را تا حدّ  امکان  وادار به عجله و شتاب زدگی نکنیم . معمولا” خانواده ها در چند کار ، کودک را ناخواسته  یا خواسته به عجله و شتابزدگی وادار می کنند که بیشتر مواقع عدم آگاهی والدین در تشدید آ ن ها ، دخالت مستقیم دارداز جمله چیزهایی که می توان در این رابطه یاد آور شد:

الف – حمّام  کردن : در دوران طفولیّت عدم آشنایی والدین به خصوص مادر از مسایل تربیتی باعث می شود به جای فراهم آوردن محیطی شاد و مفرّح هنگام استفاده از حمّام ، آن را به محیطی درد آور و وحشتناک برای او تبدیل می کند. برای این کار بهتر است  اجازه بدهیم  کودک ابتدا خوب بازی کند و در همان حال با شعرها و قصّه های کودکانه شروع به شستن او کنیم و ضمنا” اجازه دهیم  تا کودک حتّی برخی از اسباب بازی های خود را به حمّام بیاورد و با آن ها مشغول بازی شود.

ب- مهمانی رفتن:  همان طور که ما بزرگ ترها  قبل از رفتن به مهمانی یا گردش نیاز داریم خود را آماده کنیم ، فرزندان ما هم نیاز دارند که آماده شوند. البتّه نیاز آن ها با نیاز ما اندکی تفاوت  دارد. پس بهتر است زمان رفتن به مهمانی یا گردش را یک ساعت  قبل از حرکت به کودک یادآور  شویم تا بتواند با کمک بزرگ ترها آماده شود. متاسفانه بعضی از والدین کمی قبل از حرکت به کودک می گویند آماده شود و این کار باعث  لجبازی و مخالفت او می شود. چون دایم به او تذکّر می دهیم که زود باش ، سریع تر، دیر شد و… به جای این که سرعت کودک را برای آماده شدن بیشتر کنیم ،‌باعث می شویم که مخالفت کند.

ج – غذا خوردن ، خوابیدن و …: بهر حال کودک مانند افراد بزرگسال نمی تواند از نیروی تفکّر و حرکت در یک زمان استفاده کند و والدین باید بدانند زمان تفکّر و انجام کارها در کودکان به سعه ی صدر بیشتری نیاز دارد.

پنجره ی سوم: رشوه ندادن و حذف پاداش کودک لجباز : اگر کودک برای رسیدن به مطلوب خود چه درست و چه نادرست شروع به گریه کردن و یا داد کشیدن بکند و از این راه بخواهد به خواسته ی خود برسد و والدینی که به اصطلاح حوصله ی ندارند با دادن امتیاز ( رشوه ) به کودک ، او را ساکت می کنند ، باعث پرورش لجبازی در او می شوند. پس باید پدر به خصوص مادر از دادن هرگونه رشوه و پاداش به کودک خوداری کند. البتّه تشویق برای کارهای خوب و مثبت کودک با رشوه دادن فرق دارد. تشویق باعث رشد اعمال نیک و حرکت به سوی ترقِّی می شود. امّا باید توجّه داشت که تشویق و پاداش ، باید به اندازه  و درخور کار او باشد.

پنچره ی چهارم -عدم توجّه و نادیده گرفتن رفتار کودک لجباز : گاهی بهتر است وقتی فرزندمان شروع به داد و بیداد می کند خیلی خونسرد و بی توجّه  از کنار مسئله عبور کنیم به طوری که یا متوجّه نشده ایم و یا موضوع برایمان اهمّیّت ندارد.

پنجره ی پنجم –  برقراری آرامش و امنیّت در خانواده: به هر حال در هر خانواده مسایل و مشکلاتی به وجود می آ ید که منجر به بحث و گفت و گو می شود.  والدین باید بدانند که تمام مسایل گره هایی هستند که به وسیله ی دست باز می شوند. یعنی به جای بحث و متّهم کردن دیگران ، آرام و بدون بر هم زدن امنیّت خانواده به خصوص کودکان ، مشکلات و مسایل را می توان به راحتی حل کرد، به طوری که هم خود و هم دیگران از نوع گفت و گو ها لذّت ببرند.

پنجره ی ششم – راهنمایی ” آری ” امّا دخالت “  خیر” :  هیچ کس از دخالت کردن دیگران در امور زندگی خوداحساس رضایت و خشنودی نمی کند. پدر و مادر از همان شروع تربیت باید حرکت صعودی خود را بر پایه ی راهنمایی قرار دهند تا کودک بتواند کم کم راه  صحیح زیستن را تشخیص دهد. دیگر قابل پذیرش نیست که من : ” من می گویم این طور باش ، من می گویم این جا نرو و… بلکه ارشاد و راهنمایی های خردمندانه و کمک گرفتن از خود کودک در مشکلات می تواند  کمک بزرگی باشد.

پنجره ی هفتم – عدم لجبازی والدین: آموزش های عملی به مراتب از آموزش های تئوری ، موثرتر و  آموزنده تر می باشند. اگر والدین در حضور بچّه ها با یک دیگر لجبازی کنند ، خیلی راحت و بدون دردسر لجبازی را به آن ها یاد می دهند و بچّه ها به طور واضح فیلمی مشاهده می کنند که در آن یکی از والدین با پافشاری دیگری را مجبور به اطاعت از خود می کند و آنان متوجّه می شوند که از این راه می توانند به راحتی به خواسته های خود برسند.

نتیجه: پدرها و مادرها باید بدانند  که با بردباری می توانند بر اکثر ناهنجاری ها چیره شوند و اجازه ندهند کودک به تنهایی برای همه ی افراد یک  خانواده تصمیم بگیرد. متاسفانه بعضی از والدین با گفتن من حوصله ندارم و یا کی حوصله ی این کارها را دارد ، سعی می کنند بار مسئولیّت تربیت را کج به منزل برسانند . این گونه والدین باید گفته های خود را اصلاح کنند . بگویند من حوصله دارم و یا بهتر است بگویند من می توانم با حوصله و بردبار باشم و از این طریق خود باوری مثبت و عزِّت نفس خود را بالا ببرند. امّا در لجبازی از هر روشی برای از بین بردن یا کاهش آن استفاده می کنیم ، باید مراقب باشیم تا کودکان به خود و یا دیگران آسیب نرسانند.

مجموعه روانشناسی و زندگی بهتر



تاريخ : یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤ | ٢:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

حتما کودکانی را دیده اید که در مواقعی شروع به بر هم زدن چشم ها و یا بالا انداختن شانه های خود می کنند و حتی توصیه های مکرر و مستقیم شما هم بر روی آنها اثری ندارد. این حرکات معمولا در پی تشنجات خانوادگی نیز تشدید می شود.

تیک در واقع نوعی انقباض غیرارادی عضلانی می باشد که گاهی به صورت مزمن و گاهی بسیار زودگذر در کلام، حالت یا حرکت کودکان دیده می شود. تیک ساده در میان کودکان مدت کوتاهی به طول می انجامد و به ندرت بیشتر از یک ثانیه است و معمولا آنی می باشد و به هنگام هیجان رخ می دهد مانند (پرش گونه یا پلک) و گاهی ممکن است ترکیبی و در کنار یکدیگر اتفاق بیفتد مانند (پریدن یا گاز گرفتن) در حالت شدید تیک کودکان ممکن است با (دفع مدفوع) آسیب زا باشد (زدن و گاز گرفتن). تیک های حرکتی ساده و معمولی اغلب در کودکان عبارتند از: چشمک زدن، حرکت گردن، بالا انداختن شانه یا حرکت شکلک گونه صورت است. تیک های آوایی در کودکان گونه ای دیگر از تیک می باشند که به صورت صاف کردن گلو، سرفه، یا بالا کشیدن بینی به طور مرتب است.

اغلب مشاهده شده است کودکانی که در مدرسه یا در خانه دچار استرس و ناراحتی و نگرانی از محیط خود می باشند دچار تیک های مکرر شده اند. اغلب والدین و معلمان این دسته از کودکان ابراز می دارند فقط زمانی که بچه ها سعی در احساس تمرکز نسبت به چیزی یا انجام فعالیتی خارج از توان خود را دارند این گونه رفتارها از آنان مشاهده می شود ولی به محض این که در یک فعالیت غرق می شوند یا اراده خود را نسبت به آن کنترل می نمایند از چند دقیقه تا چند ساعت قابل کنترل می باشد.

این کودکان حتما باید تحت مراقبت و نظارت باشند تا به اشتباه منجر به بازی گرفتن و خنده و شوخی دیگر کودکان نگردد.

در میان کودکان پسرها بیشتر از دخترها به تیک مبتلا می شود و سن شیوع آن در میان هر دسته از کودکان، 7 تا 11 سالگی می باشد.

در رابطه با شناخت و علت تیک در کودکان می توان گفت: تحقیقات بسیاری صورت گرفته است که این تحقیقات نشان از دلایل عصب شناختی و عضوی در اختلال های تیک دارد. اما آنچه در تمام تحقیقات به عمل آمده نتیجه گرفته شده است اذعان این مطلب است که مادران بچه های مبتلا به تیک1/5 برابر مادران بچه های بدون تیک در زمان بارداری مسایلی با عواقب بد را تجربه نموده اند ضمن اینکه علاوه بر عوامل ژنتیکی، عوامل غیرژنتیکی از قبیل استرس – حساسیت – نیز نقش بسیار مهم و موثری در بروز این اختلال را داشته است. نکته بسیار حایز اهمیت در تجربه های بدست آمده این مطلب است که در برخی از موارد متاسفانه علایم تیک توسط خانواده و معلمان کودکان درست درک نمی شود و در نتیجه  سعی می کنند با تنبیه و تحقیر از علایم جلوگیری کنند و همین امر به تشدید بیشتر علایم و افزایش بیشتر استرس در ارتباطات بین فردی کودک منجر می شود که در صورت عدم کنترل می تواند به شدیدترین شکل متجلی گردد. علایم تیک گذرا در کودکان گونه های متعددی را شامل می شود و علایم بی شماری را در بر می گیرد و از نشانه های بارز آن می توان گفت:

الف. شروع آن قبل از 14 سالگی می باشد.

ب. تیک های گذرا بارها در طی روز، تقریبا هر روز و حداقل به مدت چهار هفته اما نه بیشتر از 12 ماه روی می دهد.

علایم تیک های مزمن

الف. شروع آن قبل از 18 سالگی می باشد.

ب. تیک ها در طی روز و تقریبا هر روز یا متناوبا در طول دوره های بیش از یک سال روی می دهند.

راه های درمان و پیشگیری از تیک کودکان

 زمانی که بچه ها سعی در  تمرکز نسبت به چیزی یا انجام فعالیتی خارج از توان خود را دارند این گونه رفتارها از آنان بیشتر مشاهده می شود

اختلال تیک، مراقبت و درمان خاص خود را می طلبد. جهت درمان تیک کودکان، مراقبت مداوم اهمیت دارد چرا که تمرکز والدین، معلمان و اطرافیان بر روی تیک کودکان، آن را افزایش می دهد. در این راستا لازم است تا زمانی که تیک در عملکرد فرد اختلال جنبی به وجود نیاورده است یا موجب آشفتگی هیجانی مشخص نشده، اعضای خانواده از تمرکز بر آن خودداری نمایند و معلمان این دسته از کودکان در محیط و فضای کلاس و مدرسه مراقب رفتار سایر همکلاسی های این دسته از کودکان باشند. با مشاهده اختلال تیک در کودکان یا نوجوانان باید مراقب بود که لطمه های تیک بر روی کودکان و نوجوانان حادث نگردد. با ایجاد اختلال در عملکردهای اجتماعی، تحصیلی یا حتی شغلی لازم است ابتدا به همراه اقدام های آموزشی و حمایتی که موجب تغییر شکل نگرش ها در کودکان می باشد، روش های رفتار و ایجاد زمینه عادت زدایی گردد. بهترین و در واقع اولین اقدام جهت رفع تیک ها در کودکان، رفتار درمانی و روان درمانی می باشد. با توجه به آسیب هایی که تیک بر روی کودک از نظر روحی ایجاد می نماید و عکس العمل رفتاری دیگران را به تبع خود در بر دارد، حتما این کودکان تحت مراقبت و نظارت باشند تا به اشتباه منجر به بازی گرفتن و خنده و شوخی دیگر کودکان نگردد. هر چند به خصوص در مورد تیک های گذرا مشاهده شده است که این اختلال در گذر زمان و به خودی خود درمان شده است ولی به علت عوارض ثانوی به خصوص در رابطه با ایجاد تعامل و رویارویی با دیگران باید تحت نظارت، مراقبت و درمان واقع گردد تا مبادا منجر به قطع ارتباط کودک درخصوص ارتباط های فردی با دیگران باشد یا به گوشه گیری، انزواطلبی، کج خلقی و از دست دادن استقلال فردی کودک منجر گردد. هر چه نگرانی کودک از علائم خود بیشتر باشد این حالات تشدید می شود .لاز است توجه شود که در صورت مزمن شدن علائم و عدم کسب نتیجه کافی از روان درمانی حتما دارو درمانی انجام شود تا عملکرد های کودک بیش از این مورد تهدید و افت قرار نگیرد.

 منبع :ماهنامه کودک

 

درمان غذایی تیک :

کمبود غذایی باعث بروز تیک در کودکان دچار سندرم توره می گردد. سبزیجات سبز رنگ،آجیل ،لوبیا ،موز و غذاهای دریایی از منیزیم غنی می باشند.

- کربوهیدرات، شکر ،کافیین و دیگر محصولات مصنوعی کم مصرف شود.

- سبوس گندم و آووکادو را در رژیم خود بگنجانید، این غذاها دارای ویتامین B3 می باشند که در جلوگیری از تیک موثر است.

- نوشیدن دم کرده ی گل بابونه،دم کرده ی گل ساعتی،دم کرده ی گل ارکیده باعث راحتی اعصاب می شود.

 

 

 رایحه درمانی :

استفاده از بو و اسانس اسطوخودوس و بابونه.

 

 

درمان از طریق شیوه های تمدد اعصاب :

یوگا، مدیتیشن،تنفس عمیق و ورزش های کششی.

 

  



تاريخ : یکشنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٤ | ۱:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

رویکرد والدورف
رودولف اشتاینر (1925_1861) معلمی آلمانی بود. وی مدعی بود که کودکی مرحله ای مهم از زندگی انسان است و سه دوره برای زندگی انسان قائل بود:

1. دوره خواسته: 0 تا 7 سالگی

2. دوره قلب یا احساسات: 7 تا 14 سالگی

3. دوره سر یا ترکیب روان و جسم : 14 سالگی به بعد

اشتاینر معتقد است که در دوره کودکی یا خواسته، محیط باید با دقت طراحی شود تا رشد کودک تقویت کند. فلسفه او بر رشد روانی_ معنوی، پرورش تخیل و خلاقیت، و کلیت و تمامیت کودک تاکید دارد. از دیدگاه وی جنبه های مختلف رشد و یادگیری به شکلی واحد به هم متصل اند .

وی بیان دارد که خود انضباطی یعنی کودک به طور طبیعی و خلاقانه تمایل به یادگیری دارد و بنابراین بزرگسالان باید، در انتخاب الگوی مناسب، با دقت عمل کنند. او معتقد است که تماشای تلویزیون مانع از بروز خلاقیت در کودکان می شود.

در این رویکرد حلقه (پیوند) به کار می رود، به این معنا که گروهی از کودکان و مربیان حداقل دو سال با هم هستند، مثل اینکه عضو یک خانواده اند. این امر منافعی برای کودکان دارد؛ از جمله : کودکان ثبات احساسی خواهند داشت.

برخی از ویژگی ها و اصول رویکرد والدورف عبارت است از:

برنامه روزانه بر اساس آهنگ زندگی و طبیعت اجرا می شود. به این معنا که برنامه و زمان بازی، کار، با هم بودن، بازی در بیرون و قصه گویی در مورد طبیعت یا یک قوم سازگار با فصل در نظر گرفته می شود، مثل اجرای برنامه پخت و پز با خوراکی های فصل، و برپایی جشن های فصلی متاثر از تغییرات فصول .

محیط تقویت کننده حواس است. دیوارها با رنگ های لطیف آبرنگی نقاشی می شود، جنس پرده ها از الیاف گیاهی و میز و صندلی ها از چوب خالص و مواد طبیعی است و همه در محیطی ساده و آرامش بخش قرار دارد.

در کلاس از مواد طبیعی ، چوب ، پنبه و پشم استفاده می شود

بازی تقلید ی است از زندگی . کودکان در فعالیت های مشابه خانه شرکت می کنند.

چرخش فصول گرامی داشته می شود.

منبع:kids.ir



تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳ | ۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()


برای یک دانش آموز مدرسه والدورف، موسیقی، رقص، تئاتر، نویسندگی، ادبیات، افسانه ها و اسطوره ها، چیزهایی هستند که عمیقا تجربه می‌شوند.

دانش آموزان مدرسه‌ والدورف، از راه این تجربه‌ها، شوقی همیشگی را برای آموختن در وجود خود پرورش می‌دهند. رشد احساسی، فکری و ذهنی، بدنی و روانی از آن‌ها انسان‌هایی می‌سازد که خود را باور دارند و راه خود را در زندگی می‌شناسند. چنین انسان‌هایی آماده خدمت به جامعه هستند.

رادلف اشتاینر، خالق روش آموزش خلاق والدورف است. او این روش را در سال ۱۹۱۹ به جهان معرفی کرد. روشی که پشتوانه‌ای استوار از یک فلسفه دارد. فلسفه‌ای که انسان را آزاد، اخلاق گرا و زیبایی پسند معرفی می‌کند. 

روش والدورف به نیازهای یک کودک در حال رشد توجه می‌کند. آموزگاران والدورف، می‌کوشند تا آموزش را به یک هنر تبدیل کنند. هنری که همه وجود کودک را مخاطب قرار می‌دهد، دست‌ها، قلب و مغز را. اگر به یک مدرسه والدورف وارد شوید، نخستین چیزی که توجه شما را جلب می‌کند، اهمیتی است که به ساختمان مدرسه داده شده است. دیوارها، معمولا با رنگ‌های شاد و زنده پوشیده می‌شوند. کارهای هنری کودکان که همه جا به دیوارها آویخته، به دیوارها جلوه می‌بخشد.

همه جا می‌توانید نشانه‌هایی از فعالیت‌های دانش آموزان را ببینید. بر روی هر میز، یک کتاب درسی ویژه قرار دارد. نکته جلب توجه کننده دیگر، احتمالا اشتیاق و تعهد بسیار آموزگاران است که در چهره و فعالیت آن‌ها دیده می‌شود. این آموزگاران، به تک تک دانش آموزان خود به چشم شخصیت‌های یکتا نگاه می‌کنند. برای این آموزگاران چنین پرسش‌هایی مطرح است:

چطور به یک کودک کمک کنیم تا به عالی ترین شکل توانایی های تحصیلی خود را بروز دهد؟
چگونه اشتیاق به کار و آموختن همراه با خودآگاهی سالم، علاقه و توجه به دیگر انسان‌ها و احترام به جهان را در وجود کودک بیدار کنیم؟ 
چطور می‌توانیم به دانش آموزان کمک کنیم تا معنای زندگی خود را بیابند؟
هنگامی که کودکان بین آن‌چه می آموزند و آن‌چه تجربه می‌کنند ارتباط برقرار می‌کنند، سرزنده و مشتاقند. به این ترتیب، آن‌چه می‌آموزند، برای‌شان درونی می‌شود. مدرسه‌های والدورف به گونه‌ای طراحی شده اند که این شیوه آموختن را به پیش ببرند. 
آموزگاران در مدرسه‌های والدورف خود را متعهد می‌دانند تا شوقی درونی برای یادگیری در وجود هر کودک بیدار کنند. آن‌ها از راه‌های گوناگونی این هدف را دنبال می‌کنند. حتا موضوع‌های به ظاهر خشک و آکادمیک هم به شکلی پویا و همراه با تصویرهای بسیار به دانش‌آموزان ارائه می‌شوند.

با بیداری این شوق درونی برای دانستن، دیگر نیازی به آزمون‌های رقابتی، نمره دادن و جایزه برای رفتار مناسب در کلاس برای مشتاق کردن کودکان به درس خواندن نخواهد بود. 

برنامه درسی در روش والدورف، گسترده و همه جانبه است و به گونه ای تنظیم شده که به نیازهای کودکان در سه دوره رشد پاسخ دهد:

از تولد تا ۶ یا ۷ سالگی
از ۷ تا ۱۴ سالگی
از ۱۴ تا ۱۸ سالگی
رادلف اشتاینر، به آموزگاران گوشزد می‌کرد که بهترین راه برای حمایت از کودکان در مدرسه، این است که بکوشید هر یک از دوران رشد خود را به تمامی و به خوبی سپری کنند و محتوای مناسب سن آن‌ها را در هر دوره به ایشان ارائه کنید.

منبع:koodaki.org



تاريخ : سه‌شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۳ | ۱:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
تاريخ : دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

ورود به مهدکودک مرحله بحرانی در رشد و تکامل کودک

آماده کردن کودکان برای ورود به مهد تنها مشکل و دردسر والدین نیست. برای یک ورود موفق خانواده، سیستم آموزشی مهد،‌ معلم و جامعه همگی مسئول هستند. کودک ممکن است بعد از پشت سر گذاشتن تابستان برای ورود به مهد اضطراب داشته باشد. یا شایعات زیادی درباره معلمین شنیده باشد. درباره برنامه های مهد اطلاع کافی نداشته باشد. و شما نیز در این زمینه ها نگران هستید و می خواهید بدانید معلم او کیست با چه کسی همکلاس است و اینکه می خواهید بدانید چطور میتوانید به بهترین شیوه کودکتان را برای پذیرش تغییر و تحولات آماده کنید. اضطراب و نگرانی بچه ها را بپذیرید و او را به صحبت در آن زمینه ها تشویق کنید. آماده گوش کردن باشید. روی رشد جسمی فرزندتان توجه داشته باشید. هم کلاسیها و هم سرویسهای او را بشناسید. بچه ها در مهد چیزهای زیادی را از طریق مکاشفه و تصمیم گیری یاد می گیرند. عقاید و احساساتشان را بیان می کنند. برای یکدیگر داستان تعریف کرده و به داستانهای یکدیگر گوش می دهند. مفاهیم ریاضی را از طریق ساختن و ترکیب کردن ( خانه سازی و ... ) یاد می گیرند و ...

 

همکاری تـــوأم والدین و مـــربیان مهد

بچه ها باید در مهد احساس امنیت کنند. برای بیشتر بچه ها ورود به مهد بمنزله رویارویی با مسائل مختلفی چون، رفت و آمد، مربیان و دوستان جدید، وضعیت ساختمانی مهد و رویارویی با پزشک و پرستار مهد، مدیر و منشی و سرایدار مهد میباشد. همکاری و مشارکت بین والدین و مربیان در پذیرفتن این تغییر و تحولات در کودک بسیار حائز اهمیت است.

 

سئــــوال از مـــــربیان

  • چگونه میتوانم فرزندم را برای ورود به مهد آماده کنم ؟
  • فرزندم روزش را چگونه می گذراند ؟
  • آیا به بچه ها فرصتی برای انتخاب فعالیتهایشان داده می شود ؟
  • آیا مهارت خواندن را یاد می گیرند ؟

کارها برای والدین جهت ورود راحت تر کــودک به مه

در ورود به مهد بچه ها با هم اختلافات زیادی دارند. بعضی اجتماعیتر و بعضی خجالتیترند. بعضی جثه بزرگتری دارند. بعضی میتوانند بخوانند و اسمشان را بنویسند و بعضی نمی توانند و ... یک راهکار جهت ورود آسانتر بچه به مهد این است که قبل از شروع کلاسیک مهد بهمراه کودک بازدیدی از مهد و قسمتهای مختلف آن داشته باشیم و با برنامه های مهد آشنایش کنیم.د به مهد آماده هستند اگر بتوانند :

۱- براحتی از والدینشان جدا شوند.

۲- بخوبی با دیگر بچه ها بازی کرده و بهم احترام بگذارند.

۳- به تنهایی حمام بروند.

۴- قوانین و دستورهای ساده را دنبال کنند.

۵- بدون کمک معلم بتواند مشکلات ساده ای را که بین او و همکلاسهایش پیش می آید حل کند.

۶- بطور مستقل کارکند حداقل برای ۵ دقیقه.

۷- بنشیند و به داستان گوش کند حداقل برای ۱۰ دقیقه.

۸- جمله های کامل را در صحبت کردن بکار برد. راجع به کارهایی که می توانید با فرزندتان تقسیم کنید ( که این کارها در ورود کودک به مهد مؤثرند ).

۹- با هم آشپزی کنید و اندازه مواد لازم را یاد بگیرید.

۱۰- روی تقویم برای هر روز که می گذرد علامت بگذارید.

۱۱- پیچ و مهره را از درون جعبه ابزار جدا کنید.

۱۲- ده لغت با پسوند یکسان بگویید.

والدین و مربیان باید برای ورود موفق کودکان به مهد با هم مشارکت و همکاری داشته باشند. مهم است که در روزهای اول ورود کودک به مهد، شما در دسترس باشید. به آمدنتان به خانه توجه کنید برای فرزندتان وقت بگذارید، تاریخهای مهم را یادداشت کنید و ... خیلی از بچه ها بعد از مهد به محل کار والدینشان می روند ما باید به کودک این اجازه را بدهیم که ما را نیز به مهد ببرند و از نزدیک با کارها و فعالیتهایشان آشنا شویم. کودکان از قدرت سازگاری بالایی برخوردارند و با انتظارات و روال جدید سازش پیدا خواهند کرد. این موفقیت در سازش، اعتماد و اطمینان تازه ای را در او بوجود آورده و یک تصویر مثبت نسبت به خود را در او ایجاد می کند. خیلی مهم است برای والدین و مربیان که بدانند چه موقع و چگونه با هم همکاری کنند. ارتباط خوب و مناسب بین ما و مربیان چه در مهد و چه بعد از مهد برای موفقیت کودک حتی در مراحل بعدی نیز ضروری و مؤثر است.

http://samiraeslamieh.blogfa.com/post-137.aspx



تاريخ : پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ | ٦:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

 

  اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی 

  بازی و اسباب بازی برای کودکان بسیار مهم می باشد. به طوری که آنها بیشترین ساعات بیداری خود را به بازی و فعالیت می پردازند. کودکان زمان بازی را بسیار دوست داشته و این زمان را  بر هر چیز دیگری مقدم می دارند. انتخاب اسباب بازی مناسب برای کودکان در هر سنی بسیار حائز اهمیت است. به طوری که بهترین و مناسب ترین اسباب بازی برای کودکان به ویژه در سنین پیش دبستانی، اسباب بازی های آموزشی است. چرا که این گروه از اسباب بازی ها موجب پرورش تفکر، تخیل، سرگرمی، لذت و مهمتر از همه یادگیری در کودک می گردد و او را با مفاهیم و دنیای پیرامون آشنا می سازد. علاوه بر اینها، اسباب بازی باید از ایمنی و کیفیت لازم برخوردار باشد. به اعتقاد انجمن جهانی تعلیم و تربیت دوران کودکی ( ACEI )[1]، اگر اسباب بازی های کودکان به دقت انتخاب شوند، موجب ارتقای کیفیت بازی و رشد کودک می گردند. اسباب بازی های آموزشی، نقش بسزایی در رشد کودکان پیش دبستانی ایفا می نمایند. آنها موجب بالا رفتن هوش، مهارتهای اجتماعی و همچنین رفتارهای احساسی کودکان می گردند. اینگونه اسباب بازی ها طراحی شده اند تا دید وسیع تری در گروه های سنی مختلف ایجاد نمایند.

 

هدف از اسباب بازی های آموزشی:

به طور کلی اسباب بازی های آموزشی دو هدف عمده دارند: یکی سرگرمی و دیگری توسعه مهارتهای کودکان. اولین هدف کاملا روشن است. کودکان دوست دارند که بازی کنند. بنابراین تمام اسباب بازیها به انضمام اسباب بازیهای آموزشی، برای کودکان جنبه سرگرمی دارند مگر اینکه کودک، خود تمایلی به بازی کردن نداشته باشد. دومین هدف اسباب بازی های آموزشی توسعه مهارتهای کودکان می باشد. اما این هدف برای همگان کاملا واضح  و روشن نیست. بیشتر والدین فکر می کنند که تنها هدف اسباب بازی ها تفریح و سرگرمی است. آنها نمی دانند که اسباب بازی های آموزشی برای کمک به آموزش بهتر کودکان طراحی شده اند. به همین دلیل است که در انتخاب اسباب بازی، بیشتر اسباب بازی هایی که جنبه لوکس و فانتزی دارند را برای کودکانشان خریداری می نمایند.

 

اسباب بازی های مناسب برای کودکان پیش دبستانی

اسباب بازی های علمی و طبیعی:

اسباب بازی های علمی برای این گروه سنی، دنیایی از علم هستند. اینگونه اسباب بازی ها این شانس را به کودک می دهند که دنیای اطراف را کشف کرده و دامنه دانستنی های خود را افزایش دهند. اما متاسفانه والدین هنگام انتخاب اسباب بازی، کمتر به دنبال خرید اینگونه اسباب بازی ها هستند.

 

پازل ها و بازی های حل مسئله:

 امروزه پازلها و بازیهای حل مسئله در اشکال و ابعاد مختلف به وفور در بازار یافت می شوند. کیفیت و طراحی آنها نیز روز به روز بهتر و متنوع تر می شود. پازلها با توجه به ماهیتی که دارند قدرت تمرکز، تفکر خلاق و منطقی را در کودکان افزایش داده و کودکان را وادار به تفکر می کنند. کودک با تمرکز بر روی پازل به راحتی قطعه ها را جابجا کرده و آنرا حل می کند. به طوری که در بعضی مواقع موجب حیرت والدین خود می شود. پازلها و بازیهای حل مسئله بهترین نوع اسباب بازی های آموزشی برای کودکان سنین پیش دبستانی هستند. زیرا  آنها چند بعدی و قابل لمس هستند، مدلهای مختلف برای سنین مختلف وجود دارد و کودک می تواند به تنهایی و یا با دوستان خود به بازی بپردازد.

 

لگو:

لگوها قطعاتی هستند که کودکان از طریق متصل کردن آنها به یکدیگر، اشکال مختلفی را می سازند. این بازی بسیار مورد توجه و علاقه کودکان می باشد. لگوها به تفکر، ابتکار و خلاقیت کودک کمک بسیاری می نمایند.

 

تخته سیاه یا وایت برد:

تخته سیاه یا وایت برد یکی از انعطاف پذیرترین اسباب بازی های گروه سنی پیش دبستانی است که برای رشد خلاقیت کودکان بسیار مفید هستند. کودک از طریق تخته سیاه یا وایت برد، نوشتن و نقاشی کردن را تجربه کرده و نقش افراد مختلف به ویژه معلم را بازی می کند.

 

ابزار و آلات موسیقی:

موسیقی نقش بسزایی در رشد فکری و شخصیتی کودک دارد. اگر کودک شما کوچکترین توجهی به موسیقی نشان می دهد، وقت آن است که او را با یک ابزار واقعی موسیقی آشنا کنید. والدین می توانند با در اختیار گذاشتن آلات گوناگون موسیقی همچون پیانو، گیتار و ... در سایز کوچک، دید کودک را در موسیقی گسترش داده و این فرصت را به کودک بدهند که نه تنها عشق و علاقه خود را به موسیقی افزایش دهد بلکه مهارتهای هنری خود را  نیز به معرض نمایش گذاشته و خود را کشف نماید.

 

دوچرخه:

داشتن دوچرخه به عنوان اسباب بازی، برای یک کودک پیش دبستانی نهایت آرزوست. والدین باید هنگام خرید دوچرخه دقت کرده و سایزی که مناسب با قد و جثه کودک است را خریداری نمایند و از سلامت و استاندارد بودن دوچرخه اطمینان حاصل نمایند.

 

 

فاطمه اسلامیه

http://samiraeslamieh.blogfa.com/post-137.aspx

منابع

 

1.Childrens Toys 5-8 Years. [Online at]: www.kiwifamilies.co.nz  /Topics/Toys/Childrens+Toys+5-8+Years.html

 

2.Evolution of Childhood Concept: From "Small Adults" to Educational Toys. [Online at]: www.comfyland.com/educational-toys/

 

3.Educational toys. [Online at]: www.en.wikipedia.org/wiki/Educational_toy

 



تاريخ : پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ | ٦:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

من نی نی رو دوست ندارم!

فاطمه اسلامیه

 حسادت امری است طبیعی که حتی در بین کودکان نیز بسیار نمود پیدا می کند. به خصوص هنگامی که والدین صاحب فرزند دوم می شوند، این حسادت در فرزند اول که تاکنون بر پدر و مادر خود حکمرانی می کرده و تمام توجهات به سمت او بوده است، خود را بیشتر از هر زمان دیگری نشان می دهد. کودک از یک طرف از اینکه موجود کوچک عروسک مانندی تحت عنوان خواهر یا برادر به جمع خانوادگی شان اضافه شده است احساس خوشحالی می کند؛ اما از طرف دیگر وقتی می بیند تمام توجهی که قبلا تنها صرف او می شده است، اکنون باید با فرد دیگری نیز تقسیم گردد، ناراحت شده و شروع به لجبازی و آزار و اذیت کودک می کند. به طوری که برخی از این رفتارها را می توان در به آغوش گرفتن های محکم، بوسیدن های با شدت، قائم کردن وسایل کودک، غذا نخوردن، خیس کردن رختخواب و... مشاهده نمود. این مشکل نیز مانند هر مشکل دیگری به راحتی قابل حل بوده و تنها سیاست والدین را طلب می کند. برای این امر به والدین عزیز توصیه می کنیم به فرزند اول خود یادآوری کنند که کوچولوی تازه به دنیا آمده همچون زمانی که او به دنیا آمده بود، نیاز به مراقبت و توجه بسیاری دارد؛ چرا که او هنوز توانایی انجام خیلی از کارها از جمله صحبت کردن، تعویض لباس، غذا خوردن و... را ندارد. بنابراین مامان و بابا دوست دارند که او نیز در انجام کارها و مراقبت کردن ها از کودک مراقبت نموده و همچون خواهر یا برادری بزرگتر، حامی کودک تازه به دنیا آمده باشد. برای این منظور شما می توانید با نظارت نامحسوس خود، مسئولیت خیلی از کارهای کوچک و ساده را به او بسپارید. مثلا هنگام تعویض لباس کودک از او بخواهید تا در آماده کردن لباس و یا تهیه شیر کودک به شما کمک نماید. یا از او بخواهید تا کودک را سرگرم نموده و خود به انجام کارهای روزانه تان بپردازید. هنگامی که اطرافیان به دلیل شیرین بودن حرکات کودک تازه متولد شده به تعریف و تمجید از او می پردازند، به آنها یاداوری کنید که فرزند بزرگتر را نیز فراموش نکرده و به او نیز توجه نشان دهند. برای این کار می توانید از کمک هایی که فرزندتان در نگهداری کوچولوی تازه وارد به شما می کند، تعریف کنید. مطمئن باشید که این امر بر ایجاد عشق و علاقه بین فرزندانتان بسیار کمک خواهد نمود. از موارد دیگری که توجه به آن بسیار حائز اهمیت می باشد این است که هیچگاه مگر در موارد اضطراری فرزند بزرگتر خود را برای طولانی مدت نزد پدربزرگ و مادربزرگ و یا سایر نزدیکان نفرستید. چرا که کودک از این دوری احساس دلتنگی کرده و تصور می کند که کودک تازه متولد شده، سبب این دوری شده است و شما دیگر او را دوست ندارید.



تاريخ : پنجشنبه ۱۱ اسفند ۱۳٩٠ | ٦:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

گروه فرهنگی: سومین نمایشگاه بین‌المللی سرگرمی های کودک و نوجوان، شهربازی، وسایل و تجهیزات آموزشی و اسباب‌بازی در تهران به همت مؤسسه نشر شهر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران از 20 تا 23 بهمن‌ماه برگزار می‌شود. به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، سومین نمایشگاه سرگرمی که شامل آثاری در زمینه کتاب، سرگرمی‌های کودک، اسباب‌بازی، کمک‌آموزشی، پارک‌ها، شهربازی و سایر لوازم مورد نیاز کودک و نوجوان خواهد بود، از 20 بهمن‌ماه سال جاری در محل دائمی نمایشگاه‌های شهرداری تهران در بوستان گفتگو میزبان علاقه‌مندان است.



تاريخ : شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩ | ۳:۳٤ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=139446

 دوستان و همکاران گرامی لینک فوق تحت عنوان بچه ها بیاین تماشا جدیدا به لینک دوستان افزوده شده است ... حتما ببینید و لذت ببرید ...



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ | ۳:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
دوستی حشرات

مورچه های زرد در لانه شان زندانی شده بودند. چند مورچه ی وحشی، ملکه و تخمهای مورچه های زرد را به گروگان گرفته بودند و بقیه را مجبور کرده بودند که هر روز مقدار زیادی از ذخیره زمستانی خود را برای پذیرایی از مورچه های وحشی از انبارها خارج کنند.

بیچاره مورچه های زرد بخاطر جان ملکه و تخمها نه می توانستند از لانه خارج شوند و با دوستانشان در مناطق دیگر ارتباط برقرار کنند و نه خودشان زورشان به مورچه های وحشی می رسید.

تازه! ذخیره انبارها هم رو به پایان بود. «وای اگر غذاهای داخل انبار تمام شود، مورچه های وحشی چه می کنند؟ گروگانها را می خورند؟» این چیزی بود که زنبورهای زرد هر روز در موردش صحبت می کردند. یک شب تعدادی از مورچه های سرباز و کارگر و پرستار مخفیانه جلسه ای در انبار تشکیل دادند. چند مورچه هم بیرون انبار مراقب بودند که وحشی ها از جلسه مخفی بویی نبرند. بعد از مدتی همه از جلسه بیرون آمدند و خیلی عادی پراکنده شدند.

همان شب مورچه های زرد طبق نقشه ای که کشیده بودند دست به کار شدند. چند مورچه ی نگهبان، جلوی در ورودی پایین تر از تونل، به صف شده و نگهبانی را شروع کردند. چند مورچه کارگر وارد تونل شدند و شروع کردند به درست کردن راهرویی که اول کمی به طرف جلو و بعد به طرف بالا و سطح زمین کشیده می شد.

مورچه

چند شب کار مورچه ها طول کشید ولی بالاخره موفق شدند و توانستند روی سطح زمین و در هوای تازه نفس بکشند. آنها به فرار فکر نمی کردند. در فکر نجات مورچه های اسیر بودند پس طبق نقشه قبلی ده مورچه در اطراف پراکنده شدند تا پروانه ها و کفشدوزک ها را پیدا کنند و با کمک آنها بتوانند به بقیه مورچه ها خبر دهند.

دو مورچه هم سوراخی را که در زمین کنده بودند پوشاندند و برای نگهبانی از آن، زیر بوته های اطراف پنهان شدند. بقیه مورچه ها در لانه ی زیرزمینی در انتظار کمک دوستانشان ماندند. بالاخره در اوایل سومین شب، از مورچه های روی زمین علامت رسید که باید چیزی را به داخل حمل کنند. مورچه ها فکری کردند، در یک طرف لانه دعوا و مرافه راه انداختند تا حواس مورچه های وحشی پرت شود و در طرف دیگر تعدادی از آنها به صف شده و مشغول کار شدند. آنها باید کیسه های کوچکی را که زنبورهای همسایه برایشان فرستاده بودند به داخل انبار می بردند.

عجب عطری داشت. بوی عسل دهان مورچه ها را آب می انداخت ولی هیچ کس به فکر چشیدن نبود. همه می دانستند این عسل خوردنی نیست. کار به سرعت تمام شد. به مورچه های آن طرف لانه علامت داده شد تا دعوا را تمام کنند. چند نفر زخمی شده بودند ولی همه راضی به نظر می آمدند.

مورچه های وحشی که از تماشای دعوای مورچه های زرد لذت برده بودند دستور دادند چیزی برای خوردن برایشان بیاورند تا تمام تفریحشان کامل شود.مورچه های زرد بلافاصله در کیسه های عسل را باز کردند و آنها را بین تمام مورچه های وحشی از نگهبان ها گرفته تا رییس پخش کردند. بوی عسل تمام لانه ها را پر کرده بود.

بقیه مورچه های وحشی هم که در گوشه و کنار مانده بودند به دنبال بوی عسل آمدند و سهمی از آن برای خود برداشتند و خوردند. نیم ساعت بعد همه مورچه های وحشی مسموم شده با آن هیکل های بزرگ، تلو تلو خوران از این طرف به آن طرف می رفتند. ناگهان تعداد بسیار زیادی سرباز از نژادهای مختلف مورچه ها به داخل لانه هجوم آوردند. سقف و دیوارهای بالای لانه خراب شد و جنگ سختی بین مورچه های وحشی گیج و منگ و بقیه مورچه ها در گرفت. همه ی مورچه ها در تمام نقاط لانه شجاعانه در این جنگ شرکت کردند تا بالاخره توانستند مورچه های وحشی را شکست دهند و گروگانها را آزاد کنند.

صبح روز بعد، کفشدوزک ها، پروانه ها و زنبورها بدن های مورچه های وحشی را که مورچه های زرد بیرون آورده بودند برداشته و به طرف رودخانه پرواز کردند و همه آنها را در آب رودخانه انداختند. بالاخره حشرات با کمک هم توانستند از شر مزاحمهای وحشی خلاص شوند و جشن پیروزی سر دهند. مورچه های زرد با علاقه و اشتیاق فراوان قسمت های خراب شده لانه را دوباره ساختند و از آن به بعد در کنار بقیه دوستانشان در صلح و صفا زندگی کردند.

 

فرشته اصلانی

تنظیم : بخش کودک و نوجوان

تبیان



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ | ۳:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

وقتی کودک بودی...

خدا

عصر یک روز پاییزی بود. جواد و احمد در حیاط مدرسه دربارهی خدا گفت و گو میکردند.

بادی میوزید و تور والیبال را به بازی میگرفت.

احمد پرسید: «میتوانی بگویی چرا خدا هست؟» جواد گفت: «روزی بود که ما نبودیم. پدر و مادرمان نبودند. پدربزرگ و مادربزرگمان هم نبودند؛ امّا حالا هستیم. پس خدایی هست که ما و آنها را آفریده است.»

احمد گفت: «امّا اگر کسی بگوید ما خودمان را آفریدهایم چه جوابی میدهی؟»

جواد گفت: «مگر ممکن است کسی یا چیزی خودش را بیافریند؟»

احمد گفت: «اینطور فرض کن.»

جواد خندید و گفت: «مثلاً تو خودت را آفریدهای؟»

احمد گفت: «اینطور فرض کن.»

جواد گفت: «واقعاً که! واقعاً که!»

سوال احمد خیلی سخت نبود؛ اما جواد نمیتوانست به آسانی به آن جواب بدهد. به فکر فرو رفت.

شب به کتابخانه رفت و چند کتاب دربارهی خداشناسی مطالعه کرد؛ اما هنوز به پاسخ سوالش نرسیده بود. به خانه برمیگشت که نزدیک مسجد صدایی شنید:

- تو پیش از اینکه خودت را بیافرینی کجا بودهای؟

در شکم مادر چه کسی به تو غذا میداد؟ پس از تولد چه کسی در سینه مادر شیر قرار داد؟ تو یادت نمیآید وقتی کودک بودی مگسی را که بر رویت مینشست نمیتوانستی از خودت دور کنی. فقط گریه میکردی. تو چگونه میتوانستی خودت را آفریده باشی؟

جواد یک دفعه تکانی خورد. انگار کسی از دل او خبر میداد. یک بار دیگر به حرفهایی که شنیده بود فکر کرد. خواست به راه بیفتد و هر چه زودتر خود را به خانهی احمد برساند؛ اما دستی را بر شانهاش احساس کرد. ایستاد و نگاه کرد.

- سلام.

دوستش احمد را دید. احمد از مسجد به خانه برمیگشت.

هر دو روبه روی هم ایستادند و لبخند زدند. نسیم ملایمی میورزید و به آنها آرامش میداد.

مرتضی دانشمند

پوپک

تنظیم:بخش کودک و نوجوان



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ | ٢:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()

یادگیری انگلیسی برای کوچکترها

آموزش زبان

 


 

 

یادگیری در هر برهه از زمان و در هر مرحله از رشد خصوصیات خاص خود را دارد. به ویژه اگر صحبت از یادگیری زبان دوم آن هم برای کودکان به میان می آید باید روش ها و شیوه های متنوع تر و جذاب تری به کار رود تا بازدهی و کارایی را افزایش دهد.

 


 

 

آموزش های کلاسی صرف و آشنایی کودک با گرامر و دستور زبان بدون به کار بردن آن در امور روزمره و بازی های کودکانه اثرات کافی نخواهد داشت لذا در این مطلب روش هایی را به شما معرفی می کنیم که می تواند آموزش را شیرین تر  با جذابیت افزون تری همراه  سازد.

جدول

این بخش مربوط به کودکانی است که به خواندن کلمات آگاهی دارند. سوال هایی طرح کنید  و برای جواب آن جدول طراحی کنید. نیازی نیست که جدول شما به پیچیدگی جدول های آماده باشد که حروف هر کلمه ابتدای کلمه دیگری باشد. کلمات می توانند تنها در یک حرف مشترک باشند .

پازل

استفاده از پازل ها به دو صورت می باشد:

1- 1) کلمه ای را با ماژیک یا به کمک مداد رنگی بزرگ روی مقوایی بنویسید و سپس آن را به قطعات مربع شکل یا شکل های پیچ در پیچ برش بزنید و از کودکتان بخواهید کلمه را بسازد.

1- 2)  روی هر قطعه مربع شکل مقوا که در اندازه 6 در 6 یا کمتر و بیشتر است یک حرف انگلیسی را بنویسید و طبق کلمه ای که مد نظرتان است حروف را به او بدهید تا کلمه را بسازد. مثلاً برای کلمه Bird حروف b.i.r.d را به او بدهید و از او بخواهید کلمه ای را با آن بسازد. این روش در خواندن و نوشتن کودکتان بسیار موثر است. اگر سن کودک تان زیر 8 سال است توصیه می کنیم خواندن و نوشتن انگلیسی را با او کار نکنید. برای این کار فرصت زیاد است.

2- دو روش بالا برای کودکانی است که خواندن و نوشتن را بلد هستند. برای کودکانی که هنوز با خواندن و نوشتن انگلیسی آشنایی ندارند می توانید تصویری از شیء مورد نظر یا فعالیتی که در حال انجام است را نقاشی کرده یا عکس آن را تهیه کرده و به قطعات مربع شکل یا اشکال دیگر( با توجه به سن کودکتان می توانید آن ها را پیچیده تر کنید) بریده و به کودکتان بدهید. نام انگلیسی تصویر را بگویید و از او بخواهید آن را کامل کند یا تصویر کامل را یک بار به او نشان بدهید و بعد قطعات را به هم ریخته و بخواهید آن را بسازد.

آموزش زبان

S سوم شخص برای فعل ها

این بخش از زبان انگلیسی، یکی از مشکلات استادان و مدرسان زبان انگلیسی با دانش آموزان و دانشجویان شان است. چرا که از ابتدا بر اهمیت این یک حرف کوچک تأکید نشده و از ابتدا فرد آن را درست فرا نگرفته است. و اکنون تصحیح آن بسیار مشکل می باشد. شما برای جلوگیری از همچنین مشکلی از ابتدا این یک حرف کوچک را فراموش نکنید. زمانی که در حال آموزش سوم شخص he/she/it به کودک تان هستید S ها را قوی تر تلفظ کنید. به عنوان مثال خواهر کوچکش یکی از وسایل او مثل کتابش را می خواهد بگویید:  She wants your book   و غیر ملموس S را با تأکید بیشتری تلفظ کنید و مانند بخش قبل اشتباهاتش را تنها با تکرار صحیح کلمه و جمله تصحیح کنید.

تفاوت جنسیت ها

برای آموزش تفاوت جنسیت ها برای زمانی که می خواهید به کودکتان بیاموزید که he/ she برای جنسیت های متفاوت است بهتر است که آموزش هر دو را همزمان انجام دهید. اگر بارها he را در جملات و موقعیت های مختلف بکار ببرید و بعد از مدتی دوباره شروع به آموزش she در جملات بکنید. کودک تان به زودی he را فراموش کرده و she را در خاطر می سپارد. بهترین کار همزمانی اتقافات و جملات است. تصویری از یک دختر و پسر خوشحال را پیش روی کودکتان قرار دهید به تصویر پسر اشاره کنید و بگویید: He is happy سپس به تصویر دختر اشاره کنید و بگویید: She is happy همین طور برای غمگین بودن، گرسنه بودن و یا مواردی مانند:  She wants a doll/ He wants a car با جملاتی مانند این دو جمله تفاوت he/she, s سوم شخص برای فعل و هم استفاده از a و an را به طور همزمان با او تمرین کرده اید! تمامی این تمرینات را در طی روز و همزمان با بازی ها و انجام امور روزانه اش با او انجام دهید. یادگیری زبان انگلیسی را برایش تبدیل به یک تکلیف نکنید. یادگیری زبان انگلیسی یک بازی بدون باخت است.

فرآوری: کهتری

بخش خانواده ایرانی



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٩ | ٢:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : بهناز معزز | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.